تبليغاتX
« صیحه ی عشق »
« بشکند آن قلمی که ، ننویسد بر سربازان خمینی چه گذشت. »

 

« بسم رب الشهدا »

 

شهید احدی در زمان جنگ  این جور نوشت :

 

و چه کسی می داند جنگ چیست ؟

 

حالا من  بعد از سپری شدن سالها از جنگ این جور مینویسم :

 

وچه کسی می داند جنگ چیست ؟ 

یا بهتر بگویم چه کسی می داند  حرمت خون ریخته چیست ؟

 

چه کسی می داند انتظار چیست ؟

 

و چه کسی می تواند درک کند چشم های اشک آلود پیرزن و پیرمردی را که سالهای سال به انتظار

 

آمدنش به در سفید شد ؟

 

کسی هست که بفهمد سایه جنگ صورت کسانی را شماطت می کند که هنوز هم نام پدر بر لبانشان

 

جاری نشده است ؟

 

کسی هست که بفهمد جنگ یعنی سوختن و سوختن و سوختن ؟

 

کسی هست که بفهمد کمی دورتر از امروز مادری از داغ فرزندش سر به زمین نهاد ؟

 

کسی هست که بفهمد کمی دورتر از فردا شاید ، درک همین درک کردن ها برایمان سنگین شود ؟

 

 

و چه کسی می داند ......؟!

 

و چه کسی می تواند درک کند .....؟!

 

و چه کسی هست که بفهمد ......؟!

 

                                کمی به خود بیایم برای خودمان

+ نگارش  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386تیک تاک 5:11   یه عاشق   | 



irLearn.com