|
« بشکند آن قلمی که ، ننویسد بر سربازان خمینی چه گذشت. »
|
بار دیگر سختی قلم را با نرمی انگشتانم عجین میکنم و مینگارم از پس مشکلاتی
که نفس کشیدن را برایم دشوار کرده است .
ندیدمش .....!!
صدای خس خس نفسهایش را نشنیده ام .....!!!![]()
فقط میدانم که او هم زمانی .....![]()
چقدر نفس کشیدن برایش دشوار است .![]()
چقدر سخت لبهایش را روی هم می گذارد ، تا شاید ته مانده ی صدایی تارهای
صوتیش را به حرکت در آورد و کلماتی نامفهوم را به گوش کسی برساند .![]()
ندیدمش !!![]()
او هم من و تو را ندیده بود .
نفس می کشیم غافل از اینکه نفس کشیدنمان را مدیون کسانی هستیم که ...............................![]()
خیلی سخته نوشتن در مورد ارزش ها ........ ![]()